ابو القاسم راز شيرازى
428
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
ذمّ خود ، علامت نفسپرستى است ؛ و حقپرستى با نفسپرستى راست نيايد : « مدح و ذَمّت گر تفاوت مىكند * بُتگرى ، كو سجده بر بُت مىكند » « 24 » ديگر آنكه از مدح و مذمّت خلق ، او را نفعى و ضررى حاصل نيايد ؛ زيرا كه اگر بنده ، مقبول حقّ تعالى است ، مذمّت خلق او را چه ضرر رساند ، و اگر مردود حقّ است ، مدح خلايق او را چه نفع رساند ؛ بلكه عبد كامل ، خلق را آلت ارادهء حقّ تعالى داند كه آنچه را مصلحت عبد خود داند ، خلق را نسبت به او بر آن دارد : « گر بدىات رسد ز خَلق ، نَرَنج * كه نه راحت رسد ز خَلق ، نه رنج از خدا دان خلافِ دشمن و دوست * كه دلِ هر دو در تصرّفِ اوست » « 25 » پس مدح و ذمّ مردم را نسبت به خود ، مصلحت نفس خود داند از جانب حقّ تعالى ؛ لهذا يكسان شود نزد او . و هرگاه عبد متورّع ، به اصول ثلاثهء مذكوره عمل نمود ، سهل مىشود بر او اتّصاف به صفت ورع ؛ زيرا كه از گرفتارى به خلق نجات يابد و به اصلاح نفس پردازد ، و تواند توجّه كامل به حقّ تعالى نمايد . و اگر ورع و اجتناب كامل از هستى خود نمود - كه آخر مراتب و درجات ورع است - نتواند به خلق پردازد ، بلكه جز دست حقّ ، در ميان نبيند ، و اصول ثلاثه ، او را آسان شود . « جعلنا اللّه و ايّاكم من اهل الورع و التّقوى » « 26 » . * * *
--> ( 24 ) - « . . . بتگرى باشى كه او بت مىكند » : « منطق الطّير » : 233 ( 25 ) - گر گزندت . . . مرنج : « كلّيّات سعدى » : « گلستان » : 30 ( 26 ) - خدا ما و شما را از اهل ورع و تقوى قرار دهد .